تبلیغات
نقد و نظر
پارت ها و روزگارشان

محمود فاضلی بیرجندی

هزار سالي، کم‌تر يا بيش‌تر، از روزگار فردوسي مي‌گذرد که چون در ضمن سرودن شاه‌نامه ارجمندش به دوره پارت‌ها (اشکانیان) رسيد، نوشت که از آنان به جز نام چيزي نشنيده است. اما ما امروز مي‌توانيم با سربلندي اظهار بداريم که از آنان به جز نام هم چيز‌هايي مي‌دانيم. درست است که آگاهي‌هايي که از پارت‌ها داريم در مقايسه با آن‌چه از هخامنشيان مي‌دانيم کم‌تر و در مقايسه با آگاهي‌هايي که از ساسانيان داريم به مراتب کم‌تر است. اما امروزه شايد ديگر به جا نباشد که مدعي نا آشنايي با پارت‌ها باشيم. از حدود يک صد و پنجاه سالي که از تاليف دُرَرالتيجان في‌التاريخ بني‌الاشکان به خامه محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه مي‌گذرد چندين مجلد کتاب و تعداد زيادي مقاله به چاپ و انتشار رسيده که در هر يک به تمامي تاريخ اشکانيان (پارت‌ها) يا به گوشه يا گوشه‌هاي خاصي از آنان و روزگارشان پرداخته شده است. اين آثار پيوسته برآگاهي‌هاي ما از پارت‌ها افزوده است تا از ايشان به جز نام هم چيزهايي بدانيم.
کتاب حاضر هم مجموعه مقالاتي از پژوهش‌های تازه پيرامون پارت‌هاست که با اميد به افزوده شدن بر معارف پارت‌ها در زبان فارسي ترجمه شده است.

آمار سایت
بازديد امروز: 28
کل بازديد: 1715
افراد آنلاين: 1

عيساي پادشاه

فريدون مجلسي

رابرت گریوز استاد بزرگ تاریخ و ادبیات یونانی و لاتین، و از بزرگ‌ترین اسطوره شناسان قرن بیستم است. تا کنون چهار کتاب بزرگ از آثار او، یعنی: منم کلودیوس، خدایگان کلودیوس، اسطوره‌های یونانی و لاتین، و قیصر و کسری (كُنت بلیزاریوس) به فارسی ترجمه شده است. کتاب “عیسای پادشاه” اثر بزرگ دیگری از اوست که با پژوهش و بینش و دانشی ژرف در تاریخ و اسطوره شناسیِ مرتبط با زمان و مکان عیسی در قالب رُمانِ روایی جذاب و آگاهی دهنده‌ای نگارش یافته است.

این حقیقت که در حدود یک چهارم جمعیت جهان را مسیحیان تشکیل می‌دهند به خودی خود کافی است که این کنجکاوی را بر انگیزد که مبانی اعتقادی آنان، سر بر آورده از آیین یهود، و مبتنی بر تعلیمات عیسی مسیح، چیست؟ و چگونه انتشار آن در دنیایی رومی و یونانی و آرامي و مصری و حبشي موجب آمیختگی آن با اساطیر رایج در هر یک از آن فرهنگ‌ها در آن اعصار شد. رابرت گریوز این کتاب روایی را از زبان نویسنده‌ای فرضی که نامِ آگابوسِ دکاپولیسی بر او نهاده است بیان می‌کند، که مثلاً در زمانی کمتر از یک قرن پس از میلاد مسیح یعنی حدود شصت سال پس از مصلوب شدن او دست به نگارش آن زده است. به عبارت دیگر کتاب به صورت رُمانی است که در چنان زمانی نگارش یافته باشد. رابرت گریوز مُبلغ مذهبی نیست و کتابش نیز جنبه تبلیغی ندارد. ضمناَ نکوشیده است به آن جنبه‌ی انتقادی یا حتی نقدگونه دهد، بلکه بیشتر آگاهی دهنده است. لذا با توجه به این‌که جنبه الوهیت دادن به عیسی در برخی فرقه‌ها در آن عصر رواج نداشت، در فصل پایانی کتاب از این‌که موجب رنجش فرقه‌هایی از جمله کاتولیک‌ها شده باشد، که بر تصورِ الوهیت او پای می‌فشارند، اظهار تأسف می‌کند.

رابرت گریوز ضمن آن‌که نمی‌خواهد به جنبه‌های اعتقادی بپردازد، اما عملاً جنبه‌های الوهیت و تثلیث را نفی کرده و به داستان خود وارد نکرده است، که از این لحاظ به روایت قرآنی نزدیک می‌شود. در باره‌ی کشته شدن و سپس به آسمان رفتن عیسی نیز به نوعی با ابهام برگذار می‌کند، و در آخرین مرحله‌ی مصلوب کردن عیسی از کالبدش خون جاری است که انکار کشته شدن اوست، و در همان شب بر حواریونش ظاهر می‌شود و بر زنده بودن خود گواهی می‌دهد، اما می‌گوید که نزد خدا خواهد رفت. این دیدگاه و نیز شفا دادن‌ها به روایت قرآنی نزدیک شده است که: «…او را نه کشتند و نه به دار کشیدند بلکه امر بر آنان مشتبه شد…. بلکه خدا او را به سوی خود بالا بُرد…» در موردی که با روایت قرآنی تفاوت دارد، مربوط به حمل برداشتن مریم است، آن را ناشی از ازدواجی پنهانی با وارث سلاطین نبوی بنی اسرائیل می‌داند که پیش از ولادت عیسی کشته می‌شود، و یوسف پیر با ازدواج با مریم او را از زخم زبان مصون می‌دارد. در حالی که روایت قرآنی حمل برداشتن او را با دمیدن روح القدس و زایشی همچون آفرینش آدم بی‌نیاز از پدر و ناشی از مشیت الهی می‌داند.

دیگر بخش‌های داستان تاریخی روایی و شیرینی است؛ درباره‌ی محیط و زمان پدیداری عیسی، و زمینه‌های اسطوره‌ایِ پیرایه‌ها و بدعت‌هایی که از همان آغاز بر آیین او بسته شد، که ضمن تأكید بر وحدانی بودن اعتقاد عیسوی، تثلیث را هم بر آن می‌افزایند، و تا الوهیت بخشید‌ن به ذات او پیش می‌روند. دوران عملکرد عیسی بسیار کوتاه بود، و شاید همین امر عاملی مؤثر در بدعت آفرینی‌های بعدی بوده باشد.

باری، گذشته از این نکات که باید تذکر داده می‌شد، کل داستان واجد ارزش ادبی و اسطوره شناسی جالبی است که شاعر، مورخ، زبان شناس و تاریخدان بزرگ بریتانیایی، رابرت گریوز، که او را شکسپیر قرن بیستم می‌نامند، همچون دیگر آثارش که بعضاً در شمار صد اثر ادبی برجسته‌ی قرن بیستم قرار دارند، به خوبی از عهده‌ی آن بر آمده است. نویسنده در پایان کتاب فصلی را به شرح مشکلات ارجاع به منابع و توضیحات لازم درباره‌ی چگونگی نگارش کتاب اختصاص داده است.